ما ایرانیان ۴

 

ما ایرانیان
فرهنگ و خرد ما ایرانیان
دو گانگی فکری - ادامه

جا دارد که این دو گانگی فکری را بیشتر بشکافیم.

انسانها با اندیشه هایشان از یکدیگر متمایز میگردند.تفاوت در اندیشه های انسانی میتواند سبب تکامل و پویایی شود.صرف تفاوت در دیدگاهها نمیتواند و نباید باعث تعارض و اختلاف شود.اما باید به این نکته توجه داشت که آن نگاهی میتواند این پویایی و تکامل را حاصل کند که عشق،محبت و کرامت انسانی را ارج نهد.

این اصول قطعی و ضروریست.

در واقع بدون این اصول اولیه ،هیچ تفکر یا نگاه و اندیشه ای،قابلیت رشد و تعالی را ندارد.

 

ما ایرانیان، از پشتوانه نیرومند معنوی بسیاری برخورداریم این مقدمه جهت بیان این نکته است که آیا ما ایرانیان با برخورداری از چنین پشتوانه نیرومندی، در راستای این تکامل و پویایی حرکت میکنیم؟ یا با دو گانگی فکریمان وقعی به آن نمی نهیم؟

ببینیم وضعیت ما ایرانیان با این تمدن چند هزار ساله و سرزمینی که دائما به تاریخ تمدنش و بزرگانش افتخار میکنیم چگونه است.آیا از این گنجینیه معنوی مان استفاده برده و در حفظ آنها میکوشیم یا اینکه از آنها به عنوان لباسهای فاخری که در شب نشینی ها و میهمانیها یمان استفاده کرده و سپس آنها را در گنجه های کمد مان آویزان کرده تا میهمانی بعدی دوباره از آنها استفاده کنیم؟

چنانچه ما حافظان این تمدن والا و ارزشمند میبودیم، آیا وضعیت ما همانی است که امروز شاهد آنیم ؟

تفرقه و نفاق، دو رویی و پشت هم اندازی، سوء استفاده از دیگران جهت طی کردن پله های پیشرفت مادی و ..... و ..... و ..... آیا اینهاست آن اندیشه های والا و تمدن درخشان و بزرگ ما که دائما به آنها می بالیم؟

 

آیا تنها نگاهی گذرا به عملکرد هنری، فرهنگی،اقتصادی، سیاسی و ..... و اندیشه های امروزمان( منظور کلیت این عملکرد میباشد ) باعث شرمندگیمان نمیشود؟


در حال حاضر بیش از ۶۰ کانال تلویزیونی و رادیویی ماهواره ای ایرانی با صرف میلیونها دلار هزینه مشغول به کارند.اما عملا هیچ گونه تولیدی در این برنامه ها دیده میشود؟( به جز اندک برنامه هایی که در برابر کل این جریان اصلا به حساب نمیایند)

موسیقی های عاریتی سطح زیر صفری مصرفی با محتوائی فوق العاده شرمسارانه و وقیح، مصاحبه های کلیشه ای مضحک، برنامه های مخرب پوچ و مبتذل و صد البته با بینندگان میلیونیمثل


بفرمائید شام, معرفی شعبده بازان بزرگ جهان،معرفی ایاشیهای میلیونرهای بزرگ که در هتلهای لوکس و گرانقیمت لاس وگاس با شبی ۵۰۰۰۰ یورو خدایی میکنند، معرفی کازینوهای رنگارنگ اروپا و امریکا که مردمی بی غم و بی احساس مشغول لذتهای آنی و هوس بازیهای بی پایانند، تحلیل و گزارش ماجراهای خصوصی و خانوادگی انگل های جهان بشریت آن هم با آب و تاب بسیار، ازدواج پرنس ویلیامز و کاترین الیزابت، ازدواج و طلاق های مکرر و روابط نامشروع این جانوران تک یاخته ای، برنامه های سیاسی مضحک و تاریخ مصرف گذشته فسیلی ، کنسرتهای خوانندگان رنگارنگ بیسواد و جلف، سریال های عهد پارینه سنگی هندی و آمریکایی و جدیدا هم مکزیکی !معرفی سوپر استار های اروپایی و آمریکایی و جدیدا ایرانی با تبلیغات گسترده و تحریک ناسیونالیسم ابلهانه و ایجاد هیجانات مصنویی ، معرفی تاپ مدل های جورواجور که با ابزار سکسولوژی دلبری میکنند ، آگهی های سراپا دروغ جهت پرکردن برنامه ها و همچنین پرکردن جیب شبکه ها مثل افزایش قد، افزایش آلت تناسلی و افزایش میل جنسی ، کرم های از بین برنده چین و چروک ، اخذ اقامت کشورهای اروپایی و امریکا و کانادا ،داروهای ترک اعتیاد !! و صد در صد استاندارد!! مسابقه های به دنبال صدا ( چه صدایی ؟؟ هر که پولش بیش شانسش بیشتر ) مسابقه های حدس کلمه با شیوه های فوق تو خالی و کریه و مشمئزکننده همراه با قر و قمیش های جلف، مسابقات بین المللی بزرگترین سینه ها و باسن ها !!! و ..... و ..... و.....

آیا اینها همان اندیشه های والای انسانی و فرهنگ واقعی ماست؟


آیا اینها مسائل کنونی جهان و کشور ماست؟

دغدغه های ما مردم این جهان صرف نظر از ایرانی یا غیر ایرانی اینهاست؟

اینکه این پدیده ها در کل جهان وجود دارند و مختص به ما ایرانیان نمیشود خارج از این کلام است، که در جای خود نیازمند به بررسی و کنکاش دارد

آنچه که مورد توجه ماست این است که ما مردم فهیم و با فرهنگ در کجای این جهان ایستاده ایم؟


و چگونه است که ما دارای چنین توانایی شگرفی هستیم؟ که از هر تمدن و فرهنگی، مخرب ترین ها را انتخاب کرده و با افتخار به آن سو میرویم؟


همین که از طریق ا یمیل با خبر میشویم که چه نشسته اید که نام خلیج همیشگی فارس در گوگل و .... ممکن است به خلیج همیشگی عرب تغییر کند،موجی از همکاری ایرانیان سراسر جهان آغاز میشود که جلوی این حادثه غم انگیز و تلخ گرفته شود، و خدای نکرده مغلوب عربها نشویم. که البته بسیار هم بجاست

اما اگر در مقابل ما حتی عزیزانمان(در ادعا) در درد و غمی باشند تا گاه مرگ سراغشان نمیرویم.دلسوزی ما برای خلیج فارس، برای مهرداد سوپر استار خواننده در آلمان ، برای مایکل جکسون و برای هایده بیشتر از پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزند و کشورمان نیست ؟

تعداد اس ام اس های ارسالی فقط در آلمان و هلند برای برنده شدن مهرداد در برنامه سوپر استار سال ۲۰۱۰ از طرف ایرانیان مقیم و حتی از ایران غیر قابل باور بود.تا حدی که مجریان حرفه ای مسابقه هم در حیرت ماندند! اما دریغ از ۲ پیامک با احساس فرزندی به پدرش طی یک سال!

هیهات!

با تمام قوا تلاش میکنیم که واژه های عربی به کار نبندیم و به جای سلام درود میفرستیم و چه زیباست ! اما به راحتی از واژه های انگلیسی و فرانسه و آلمانی در گفتارمان استفاده میکنیم! و البته با فخر.

این همه،آیا نشان از دو گانگی فکری ما نیست؟

 

 

 

چگونه میتوان در برابر یک پدیده دو نظر یا بهتر است بگوییم دو رفتار متفاوت داشت؟

چگونه میتوان بد را خوب ، زشت را زیبا ،غم را شادی، کج را راست جا زد؟

این دو گانگی فکری ریشه در منافعمان دارد.هیچ چیزمان اصالت ندارد.نه پندارمان، نه علائقمان ، نه روابطمان، نه گفتارمان،نه دینمان ، نه ایمانمان.وجودمان پر از خالی شده است.تنها با سایه ها زندگی میکنیم.

مدام تعبیر و تفسیر میکنیم و از ذات حقیقی خود دور شده ایم. زیبایی را تعبیر میکنیم، نمیبینیم.و چون تعبیرمان منشا غیر حقیقی دارد و با منافعما ن گره خورده است آنچه را که زیبا مینامیم شاید پستی و زشتی باشد و یا بر عکس زشتی را که از درون ذات منفعت طلب خود ارائه میدهیم شاید عین زیبایی باشد.

ما اساسا با اطراف خود ( منظور پدیده های روحی و روانی و ارتباطات ) رابطه دیداری نمیتوانیم برقرار کنیم بلکه بیشتر رابطه پنداری داریم.ما حقیقت زیبای گل را نمیتوانیم ببینیم بلکه تعلق آن گل را توجه میکنیم و بر اساس آن تعلق با گل ارتباط کج و معوج برقرار میکنیم.

اگر در برابر چشمانمان، عزیز ترین عزیزانمان را ( چه رسد به غریبه ) در یاس و دارد و مشقت ببینینیم، ککمان هم نمیگزد که هیچ، بلکه گاها بدمان هم نمی آید که با لگدی مهربانانه ! او را پایین تر هم بیاندازیم.میخواهیم که جایگاه والا و بالای خود را، با حقارت و شکست و پایین دیگران تثبیت کنیم.حس بالا بودن غذای معنوی ما شده است.اما در برابر همان عزیز، همانی که در درد و عذاب است،همانی که نیازمند کمک ماست،با هزاران تعارف و گزاف گویی، و حفظ پزانساندوستی، دلجویی کرده !!و فغان از بیرحمی روزگار و بد شدن آدمها،مرگ خرد و معرفت،و سقوط اخلاقی آدمها میزنیم.چرا که آن زیور آلات گرانبها( تمدن و فرهنگ فاخرمان ) درست در همین جا بیشترین جلوه را دارد.سخنرانیهای بلند بالا و تئوری های بی پایان ارائه میدهم.اما دریغ از حتی یک قدم کمک،و یا دست کم یک دلجویی عمیق.

 

یک  میلیارد و 570میلیون مسلمان در سراسر جهان زندگی می کنند که این رقم نشان دهنده 23درصد کل جمعیت شش میلیارد و 800میلیون نفری جهان است.
ایرنا: نتیجه یک تحقیق گسترده در آمریکا توسط موسسه پیو نشان می دهد که شمار مسلمانان جهان به یک میلیارد و 570نفر رسیده و به عبارتی تقریبا از هر چهار نفر در جهان یک نفر مسلمان است.
به جرات می توان گفت که مسلمانی ما ایرانیان هیچ شباهتی به این یک و نیم میلیارد مسلمان جهان ندارد
.حتی دین ما هم بنا به سلیقه های فردیمان(و صد البته در جهت منافعمان ) تعبیر می شود.نه آنکه برداشتی عالمانه از آن داشته باشیم.
فلانی مشروب میخورد، قمار میکند، عیاشی و چشم چرانی می کند،هر آنچه که در اسلام ممنوع است انجام می دهد، اما در یک بحث ساده محفلی یا اجتماعی ناگهان به یک مسلمان دو آتشه تبدیل میشود.هر آن نگاهی که در مذهب جهت یاری و مساعدت به دیگران است را در نظر نمیگیرد و هر آن نگاهی که منافع او را تامین کند چرا .و در آخر میگوید
:
                     
من مسلمون اونجوری نیستم! یعنی خدا رو قبول دارم اما با دنیای امروز زندگی میکنم!!!

این دو گانگی فکری نیست ؟


فلان نویسنده، شاعر، هنرپیشه، کارگردان، خواننده،موسیقی دان، روشنفکر، و هنرمند تا حدی اصالت دارد که توان کف زدن از دیگران را برای خود بدست آورد. اما خارج از کار هنری یا نوشته های شان تبدیل به انسانهای بدوی ما قبل پارینه سنگی میشوند و با سنگ و کلوخ به جان یکدیگر می افتند
آن همه احساس و شعور و خرد و دانش و فرهنگ به ناگهان فرو ریخته و تا ارائه هنر بعدی پوستین مزین فرهنگ و خرد را از تن در آورده و بدون دغدغه خاطر نسبت به آن چه که تبلیغش را کرده در لاک خود و زندگی مزورانه خویش فرو می رود.

این گذار تاریخی رجوع به دوره ماقبل پارینه سنگی و تکامل، در حد انسان پس
مدرن( پست ! مدرن ) مدام در حال شدن است.

                                               ادامه دارد

/ 1 نظر / 46 بازدید
ح-ز

بسیار زیبا بود .لذت بردم www.asiavacuumpumps.com