ما ایرانیان ۳

 

ما ایرانیان

فرهنگ و خرد ما ایرانیان

 

دو گانگی فکری

 

لابد تا به حال توجه کرده اید، گاه تا چه اندازه در بینش خود نسبت به پیرامون دچار دو گانگی فکری میباشیم.

به فرزند خود میگوئیم: من از دروغ خیلی‌ بدم میاد.هر کاری که میکنی‌ فقط راستشو بگو.حتی اگر من از آن کار خوشم نیاد.فقط دروغ نگو.باشه ؟

اما وقتی‌ که همان بچه معصوم به گنا ه کودکانه خود با نگاهی‌ حاکی‌ از احساس شرم،اعتراف می‌کند,چنان فریادی بر سرش میکشیم که دیگر از آن به بعد جرات گفتن حقیقت را نخواهد داشت.یا تلفن زنگ می‌ خورد واو با شوق کودکانه گوشی را بر میدارد و با علم و اشاره به او میفهما نیم که اگر فلا نیست بگو نیستم!!و وای به حال روزی که حرف شما را به موقع متوجه نشود و به قول معروف بند را آب دهد!واویلا …….. یعنی‌ در حرف ادعایی می‌کنیم غیر حقیقی و در عمل درست خلاف آن را عمل می‌کنیم.و اگر در آینده نیز او چنین رفتاری باما داشته باشد او را بی‌ لیاقت,دروغگو,قدر نشناس،و…. وبی‌ کفایت مینامیم.

مفاهیم اخلاقی‌ رنگرنگ بدون تعریف مشخص در مغز خود طبقه بندی شده داریم که بنا به مصلحت روزگار با آنها بر چسب بر دیگران می‌زنیم.

فلانی بعد از ۴,۵ سال کار در فلان شرکت وام مسکن دریافت کرده,ازدواج کرده ,و صاحب یک اتومبیل مدل بالا شده یکی‌ میگوید واقعا بچه زرنگیه !دیدید چقدر زود خودشو بست؟ اما در جای دیگری همین عمل را به دزدی، رشوه ، آدم فروشی و ۱۰۰۱ خصلت دیگر نسبت میدهد.

سال تا سال به عزیزان پیرامون خود سر نمیزنیم.اما اگر فرزندمان یا عزیزی که نیازمند به محبتش هستیم، همین کار را با ما بکند، فغان از مرگ عاطفه و احساس می‌کنیم.

مردی را که در مقابل زنش با احترام باشد و به نظرش احترام بگذارد زن ذلیل مینامیم.اما اطاعت خود از همسر را رعایت حقوق او تفسیر می‌کنیم.

زورگویی به زیر دست را شجاعت و استواری اندیشه مینامیم وبه خاک افتادن در مقابل قدرت و بالا دست را حرکتی‌ عقلانی و منطقی‌ .

و از آن جمله ا‌ند ، سخا وت ، عرضه ، دانش ، و بسیاری مفاهیم این چنینی که خود شما هم میتوانید تا هر وقت که اراده کنید در مورد آن از پیرامون خودتان مثال بزنید.

نوعی چند شخصیتی بودن در رفتارهای ما به صورتی‌ گاها بیمار گونه وجود دارد که اساس کیفیت پاک و روان انسانی‌ ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد.به گونه یی که گاها حتی خودمان هم از رفتارهای خودمان تعجب می‌کنیم !

اما این نهیب دیر پا نیست و به سرعت در مقابل این نهیب درونی استدلال می‌کنیم و در همان قالب قبل فرو میرویم.

ثبات اندیشه های ما گاه حتی در حد کوچک خانوادهٔ خود ما هم گستردگی ندارد.

تجدد خواهی‌ ما تا آنجا پیش میرود که میخواهیم الگوهای مناسبا ت اروپایی را درجامعه خود عیناً پیاده کنیم.و به شیوه‌ای کاملا ابتدایی بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی‌ و مکانی و فکری و فرهنگی‌ و اجتمأعی خود تقلید کودکانه و کورکوراانه می‌کنیم اما در برابر ساده ترین روابط خانوادگی خود تبدیل به انسانهای سیناتروپوسی میشویم که حاضر نیستیم از غا ر تنگ خود قدمی‌ به بیرون بگذریم.

در دوران عذبی و یا حتی پس از آن شیطنت تا حد خرخره می‌کنیم اما اگر ما درمان پس از فوت پدر قصد ازدواج مجدد داشته باشد آن را ننگ میدانیم و اگر مجبور نباشیم جایی‌ آن را نمیگویم.

ارتباط با برادر مطلقه را قطع می‌کنیم چرا که برای فرزندانمان بد آموزی اخلاقی‌ خواهد داشت!و برای این مهم صدها سند دست و پا می‌کنیم، حا ل آنکه ارتباط نامشروع فرزندان دختر و پسرمان و یا حتی در مواردی همسرمان را لاپوشون.در واقع اسا سا قبح عمل ارزش چندانی ندارد، بلکه این شرایط خود ماست که عملی‌ را در جایی زشت و در جای دیگر زیبا تعبیر می‌کند.

به نظر شما اینها دو گانگی فکری نیست ؟

مهمترین ضربه ای که این نوع تفکر به پیکر جامعه و ارتباطا ت اجتماعی میزند، سست شدن ارزش های اجتماعی و شیوع دروغ است.متاسفانه حتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی ایرانیان را به عنوان ملتی دروغگو میشناسند.همانطور که مثلا ترک ها در آلمان ، ملتی کم سواد و یا عربها در فرانسه به عنوان ملتی تهاجمی و یا رمن ها در اروپا خلاف کار و …..

این دروغ گویی به یکدیگر تا جایی رسیده که در ارتباطاتمان خیلی‌ خوب میدانیم که حرف ها همه مفت است و الکی‌ اما با لبخندی دروغین آن را میپذیریم.حتی گاهی دوستر داریم که برای لذتی آنی‌ این دروغ ها را به راحتی‌ بشنویم.

هیچ کس نمیداند که وقتی‌ من میگویم در خدمت شما حاضرم آیا واقعا اینگونه هست یا خیر؟ یا فقط یک تعا رف تلقی‌ میشود؟ پس و پشت کلا م ما همیشه پنهان است.

ما هرگز خود نیستیم و کلا م و رفتار ما هیچ گونه سازگاری با یکدیگر ندارند.این موضوع اتحاد عملی‌ و فکری ما را به شدت کاهش میدهد و این هم یکی‌ از دیگر ویژگی های ما شده است.

دو سه میلیون ایرانی‌ مقیم آمریکا بیش از ۴۰ کانال تلویزیونی و رادیویی داریم و بیش از ۷ میلیون مکزیکی در همان کشور ۲ کانال و لازم به توجه است که تقریبا آن ۴۰ کانال ایرانی‌ دائما با یکدیگر در برخورد های بسیار شدید هستند.

در کشورمان با افغانها مثل انسانهای پست درجه ۲,۳,و ۴ رفتار می‌کنیم، و انتظار همه نوع امکانات از کشورهای میزبان اروپایی داریم !به راستی‌ که چنین مردم عجیبی‌ را در کجای این کرهٔ خاکی میتوان یافت؟

 

ادامه دارد

 

/ 0 نظر / 8 بازدید