ما ایرانیان 2

دوستیو دشمنی

دوست دوست تو دوست من است و دشمن دوست تو دشمن من !!  دشمن من بایستی دشمن تو نیز تلقی‌ شود در غیر این صورت دوستی‌ تو بی‌ارزش است !!   و به همین شکل دوست من نیز بایستی دوست تو تلقی‌ شود و در غیر این حالت دوستی‌ ما هم بی‌ مورد است!!

اینها مواردی است که ما در ارتباط عملی‌ با یکدیگر به کار میبندیم.

در واقع ما  خوب و بد، دوستی‌ و دشمنی را با محوریت خودمیسنجیم.یعنی‌ توانایی دیدن هر پدیده را به صورت مستقل و جدا از ارتباط آن با خود و منافع خود را کمتر داریم.

نمیتوانیم دوست خود را آنطور که هست ببینیم. با همهٔ بد و خوبش. یعنی‌ یک دوست باید منطبق و برابر با نظر و فکر من باشد.اوباید تامین کنندهٔ منافع من باشد.

و دشمن.اساسا بسیاری از دشمنی ها زمینه‌های واقعی و جدی ندارند.بلکه این کمبودها و نیازهای بر آورده نشدهٔ خودمان است که دیگران را در مقابل ما قرار میدهند.

فلانی در تحصیل خود موفق است و چون من نیستم پس او نقطه مقابل من است و نقطه مقابل من یعنی‌ دشمن من!پس فلانی یا سوسول است یا پاچه خار معلمان و استادان.اما اگر درست همان فرد همچون من نا موفق باشد و برای این نا موفقی استدلالی چون من داشته باشد ، دوست.

گرچه  در هیچ کجای تفکر ایرانی‌ یا بشری چنین مفاهیمیستوده نیستو در حرف همیشه مخالف چنین رفتا رهایی هستیم.

در گفتگو هایمان با مخالفان )و یا به عبارتی دشمنانمان(تنها گو هستیم و اجازهییبه  گفت نمیدهیم.

آنکه ما را پذیرفت هر چند نابجا، دوست است.

حالآنکه  همان دوست را هم تا جایی دوست میداریم که از ما پایین تر است. گرچه اساسا بالا و پایینی وجود ندارد.

در واقع مرز بین دوستی و دشمنی گاه تا آن حد مبهم می شود که تشخیص آنکه در حال حاظرارتباط ما مبنای دوستی دارد یا دشمنی حتی برای خودمان هم به شدت دشوار می شود!

می توان گفت که اساس قرار گرفتن افراد در لیست سیاه ما بر اساس منافع ماست.

اینکه تا جه حد نفع مالی یا روحی و روانی و معنوی و .... برای ما دارد.

اگر کسی تعریفمان را بکند حتی بدون دلیل و مضحک دوستمان و اگر انتقادمان کند حتی با دلیل و برهان و در جهت تکامل دشمنمان تلقی می شود.

این ویژگی شخصیتی مخرب در ما ایرانیان آنچنان شیوع پیدا کرده که همچون سونامی تقریبا تمام مردم عادی و فرهیخته ما را در کام خود کشیده.تا حدی که به این امر عادت کرده ایم و هیچ تعجبی از این رفتار مهلک و غیر انسانی و غیر اخلاقی نمیکنیم.

با همان فردی که تا دیروز ارتباط صمیمانه و عمیق داشتیم صرفا بر مبنای منافع خود کلیه حیثیت و اعتبار و شرف وی را به زیر سوال میبریم.و با همان که تا دیروز اصلا ذره ای اعتبار قائل نبودیم براحتی همصدا شده و نزدیک میشویم.و این جا بجایی کاملا متغیر همان افراد به عنوان دوست و دشمن در لیست ما سالهاست که ادامه دارد.

پدر اگر منافع من را بیشتر تامین کند پدر خوبیست و من در خدمتش هستم.اما در غیر اینصورت اساسا پدر نیست! اگر همان پدر سهم ارث بیشتری برای ما در نظر بگیرد قابل ستایش است و در غیر اینصورت حاضر نیستیم حتی در موقع بیماری به عیادتش برویم.

دوستی یا دشمنی با همسرمان ،فرزندانمان ، خانواده مان ، همکارانمان ، ریس ، همسایه بغلی، احزاب سیاسی   

،حتی تفکراتمان، بر اساس حد تامین منافعمان است.

نگرشی تا بدین حد پست و حقیر، از انسان موجودی منفعت طلب، پاچه خوار، سنگدل ، ضد ارزشهای والای انسانی  ،خیانتکار عاری از شرف و وجدان ،مهمل گو و ....... خواهد ساخت.

انسانهایی که ابتدایی ترین روابط عمیق انسانی را به ریشخند میگیرند و قادر به جنایت های وحشتناکی میباشند.

انسانهایی که عشق و دل و انسانیت را بر اساس منافع شخصی تعبیر کرده و بر اساس ضرورت همچون هنرپیشه ای توانا تنها نقش آن را آن هم برای مدتی کوتاه بازی می کنند.

این ویروس مرگبار حتی در وجود انسانهای والا و فرهیخته و عالم و اندیشمند ما نیز نفوذ کرده است.

هر چند که ابن رفتار در هیچ فرهنگی وبویژه فرهنگ ایرانی ستوده نیست.

                                  ادامه دارد

                                                                                                         ادامه

/ 1 نظر / 54 بازدید
mahtab

dame shoma kheyli garm